************************************
آرشيو همچنان فعال خواهد ماند
از اين به بعد معمار مشهد به memar.blogspot.com منتقل شده است .اين مکان به خاطره ها پيوست
روند طراحی های انجام شده در دانشکده معماری مشهد
نمی دونم در دانشکده های دیگه ژوژمان یا همون هیئت ژوری ای برای ارزش یابی طراحی های انجام شده وجود داره یا نه که ظاهرا اگه وجود داره هم زیاد جدی نیست . اما در این دیار یعنی دانشکده معماری مشهد ژوژمان برقرار است و پایدار وبه کوبش خود ادامه می دهد به مثابه ترمهای پیش. اما این ترم با توجه به اختلافهای درون گروهی ژوژمانها یکم از کوبش افتاد و به کل کل اساتید در ژوژمانها بدل شد و نتیجه آن ردیف شدن نرمهای الف بود قطار وار و حداقل افتادن ها. اختلاف بر سر چی بود رو به خاطر ملاحظات دانشجو بودن بنده نمی شود عنوان کرد چون یک طرح دیگر از من باقیست
طراحی بیمارستان یک پروژه چند بعدی است که عملکردی صرف به نظر می رسد اما در این ترم و ترمهای پیش به سمت فرمال بودن پیش رفت . هرچند موفق نبود اما بدعت فرمال نبودن بیمارستان شکسته شد.( انان که طراحی بیمارستان داشته اند دادند
).

عکس بالا يک توضيح داره: اين آقا هم فاميل ماست هم سال پايينی و هم فاميل يکی ديگه از بچه های ورودی ما . با جنگ و دعوا شب تحويل امد کمک ماکت سازی ما بعد با اين وضع گرفت خوابيد.اينکه که می گم تخت گرفت خوابيد عکس اونم موجوده. برای ما چيزی نماند جز بد نامی که کمک فلانی رو به زور آوردين .
ادامه عکسها طبق معمول ثنوات در اينجا
برف آمد و رفت
برف/ سفيدی / شفافيت سبکی

و ما که برف نديده هستيم منتظر فرود يکم برف برای خالی کردن عقده های برف بازی:



فقط حيف که ما به برف بازيش زياد نرسيديم اما تا دلتون بخواد گل بازی کرديم.
ادامه عکسها در اينجا
مارتن ما هم به رسيد. به خوبی و خوشی اما به سختی . به سختی ۲ هفته کار مدام شبانه روزی و نخوابيدن های شبانه. به دعواهای سليقه ای ای و خوشی های الکی برای بدر کردن رنج تحويل. اما آخرش به خير بود . خيلی به خير تر از ۳ تا طرح پيش و فيلی رو که به هوا فرستاده بوديم در اوايل ترم در پايان به سلامت به زمين نشانديمش.
مفصل خواهم نوشت در اين مورد............
خبر رسید پدر بزرگ معماری معاصر جهان ( فیلیپ جانسون) بعد از نزدک به یک قرن زندگی در گذشت. نمی دونم با این سن برای خودش بازمانده بر جای گذاشته یا نه اما گه کسی از بازماندگان زنده هستش بهش تسلیت می گم.

اولین طراحی گه در دانشکده انجام دادم به گفته استاد معزز خیلی شبیه بود به خانه شیشه ای جانسون. سادگی کار اون از پختگی و تسلط بود و سادگی من از بی سوادی مفرت. همین مسئله باعث شد من اولین کتاب لاتین معماری رو که خریدم مجموعه کار فیلیپ جانسون باشه. کتاب جالبیه با قیمت جالبی هم خریدمش. با اینکه کتاب با کارهای مدرن شروع می شه اما در سالهای 2000 به بعد از این روند جدا می شه و روی میاره به دیکانستراکش و .... . شخصیت جالبی بود کسی که سر تحول معماری معاصر رو کاملا درک کرده از مدرن تا به حال. خداوند رحمت کناد.
ضد حال از نوع تشخيص ندادن هرررر از برررر اونم در نزدبعضی ها که کلی ادعاشون می شه بدتر وقتی که طرف استاد باشه . بايد واقعا به حال و روز اين دانشکده گريه کرد که طرف فلان جزييات رو که از روی سی دی برنامه بودجه براش می بری به کل غلط می دونه. اينجا آدم ......... ( هر چی دوست دارين بذارين) پيدا می شه فراوون.
****************
اما بعد از ضد حال خوردن از اين فرد به ظاهر محترم : طرح يک حال اساسی داد و ۹۰٪ طراحی به قولی تمام . اما تو رو خدا ملت مريض نشين که طراحی بيمارستان بسی سختن تر از ساختن بيمارستان است . در مورد تيمارستان خود مختاريد هر جور دوست داريد عمل کنيد.
به علت فرارسیدن ایام با شکوه پایان ترم طبق سنوانات سالهای قبل این مکان نا مقدس به مثابه همیشه تق و لق است. باشد که منجر به عاقبت به خیری این ترم گردد. ضمنا پذیرای هر گونه کمک از نوع سال بالایی و سال پایینی درب منزل هستیم. من الله و توفیق
دیدن میرمیران بعد از یک هفته بد قولی برای اولین باردر تلویزیون اونم روی صندلی چرخ دار برای من جالب بود .امید وارم مسئله بیماری ایشون چیز مهمی نباشه که طبق اخبار رسیده متاسفانه هست و ماهیت وجودی این نوع برنامه ها برای این اشخاص مشخص می شه....... ای کاش کسی رو مجری می گذاشتند که در زمینه معماری هر را از بر تشخیص می داد .
مصاحبه من رو به یاد بحثهای کلاس معماری معاصر انداخت و بحث مدرن و مدرنیته و خرد گرایی و.... و عنوان شد که ما می توانستیم پرچم دار معمای مدرن باشیم چون 2000 سال سبکی و شفافیت رو به تکامل نسبی البته تا زمان قاجار رسانده بویم و درست در شروع دوران مدرن ما این جریان 2000 ساله رو قطع می کنیم.

ابتذال معماری
هميشه داشتن فرمی مطلوب از دغدغه های ملت معمار است و در پروژه های عملکردی مثل بيمارستان مشکل بسی حاد تر از پيش. طرز فکر قالب عمکردی بودن بيمارستان و در حاشيه بودن فرم و حتی ايده های فضايی است. اين ترم يک جورايی داره سنت شکنی مي شه و فرم هم از حاشيه در می آد.و بروز دنده هوايی هايی بس آنچنانی در پروژه های آتليه . اين دنده هوايی ماست تا اين لحظه از ترم بعد از اتمام کرکسيون های رسمی پلانهای عملکردی.

جلال در اين پست به ملت اعلان کرد که چهارشنبه ساعت ۱۰ ميرميران در سيمای جمهوری اسلامی!
چند ساعت پيش با من تماس گرفت و به علت اينکه به گفته خودش چند وقتی از نظرهای غايب خواهد بود از من خواهش کرد اين متن رو پست کنم:
((منبع خبر انجمن معماران اصفهان بوده و اشکال از انهاست و من فقط نقل قول کردم)) جلال اسدی
*************
های تک

30 سال پیش کلنگی به زمین خورد که سرنوشتی پیدا کرد بس نا معلوم. به قصد ساخت سالنی مثل سالن رودکی تهران (با همچین کاربری هایی مثل اجرای کنسرت یا حتی ....) کار شروع شد و گفته می شه که یک طرح کپی از پاریس برای این کار در نظر گرفته شد. اما انقلاب و تحولات اون این پروژه رو معطل گذاشت. هر وقت از این منطقه رد می شدی این چاله عظیم می دیدی که با دیوارهای چوبی محصور شده بود. بعد از سالها و واگذاری این سالن به صدا و سیما ظاهرا این ساختمان تمام شده و برای جواب دادن به کنجکاوی مردم که براشون سواله چی می ساختند که 30 سال طول کشیده یک نمایشگاه در این سختمان نو ساز برگذار کردند.
موقعیت مکانی خواص این پروژه و حالا خود این ساختمان این مسئله رو خیلی شاخص می کنه.


خیابان ارگ مشهد که در قدیم به صورت یک معبر برای برخوردهای اجتماعی عمل می کرد .( الان این اثر رو کمتر داره یا اصلا می شه گفت نداره) با ساختمانهای مهمی که در آن بود مثل ارگ سابق مشهد که به جای اون بانک ملی رو ساختند و پست و دارایی یا حتی چهار طبقه معروف شهرو باغ ملی.می شه گفت سبک مدرن در مشهد اول در خیابان ارگ وارد شد .
این ساختمان که الان اسمش شده خانه فرهنگ یا ساختمان شماره 2 صدا و سیمای خراسان در آخر باغ ملی مشهد ساخته شده و معماری خواصش همه رو جلب کرده.


کلاسیک و مدرن و پست مدرن در شهر زیاد پیدا می شه. در این بین یک ساختمان به تقلید از سبک دیکانستراکشن در سال 76 در مشهد ساخته شد


و حالا هم ظاهرا می تونیم ( های تک) هم داریم. فقط مونده فولدینگ و پرش کیهانی که با فارغ التحصیل شدن مهندسین از دانشکده ما که دنده هوایی رو به راحتی سینه خیز انجام می دن می شه به اون هم امید داشت.
photo art

نمايشگاه بر و بچ معماری در مورد عکاسی مفهومی
نمی دونم چه جوريه که بچه ها ی معماری در تمام زمينه ها فعاليت دارن .چه هنری چه غير هنری.
نمايشگاه بدی نبود اما اما و اگرهايی داشت که به حرمت دوست شرکت کنندمون جيزی نمی گيم.
تو اين نمايشگاه ۶ نفره ۲ وبلاگ نويس معماری( کيوان صابری و غزال نياپرست) هم شرکت داشتن.



***************
بعد از ۳۰ سال اولين ساختمان های تک مشهد( خانه فرهنگ فعلی) بعد از ديکانستراکشن مسکونی افتتاح شد.( بزودی)
تشکر :
از مهندس اسدی به خاطر راهنمايی هاش در مورد مرمت
از خانم مهندس شاهرخی در مورد مطالعان معماری مفهمومی
از آقای مهندس يوسفی به خاطر لطفشون در مورد مصاحبه ها
**************************

**************************
کلان شهر مذهبی ۱
شهر مشهد اسم بزرگتین کلان شهر مذهبی جهان رو یدک می کشه. با جمعیت نزدیک به 3 میلیون و زائرین 15 میلیونی هر سال . بافت قدیم شهر مشهد؛ بافتی که زیرآستان قدس کمر به بازسازی و نوسازی اون گرفته و در نقشه می بینیم که بافت نزدیک تر به حرم در در طرح تفضیلی جدید شهر مشهد لحاظ نشده چون تقریبا همش در معرض خرابیه و پیوستن به فضای حرم!!

کارهایی رو عده ای شروع کردن و کم کم شکل و شمایل شهر در می آد. یکی از اون کارها ظاهرا جداره سازی و باز سازی جداره های خیابان خسروی نو است . خیابانی که یکی از شاه راهای رسید به حرم است و از نظر تجاری مهمترین خیابان متصل به حرم و نسبت به بقیه خیابانهای متصل به حرم در برخورد بیشتر با زائرین.
حالا تو این جداره هم ساختمانهای معمارانه می بینیم هم غیر معمارانه ای:

جداره بازشدگی جدید به داخل حرم

جداره رو بروی باز شدگی به حرم!!!! مهمترن و اولین دید عابر پیاده بعد ازخارج شدن از حرم

نمایشگاه فرش آستان قدس!!!!!!!!!! ظاهرا قصد اولیه طراحی مسجد بوده!!!!!!!
حالا تمرین طراحی جداره های خسروی نو و طراحی یک مجموعه اقامتی و تجاری ( از نظر نماسازی و حجم) در همین بافت می تونه تجربه ای باشه مفید به خصوص اگه بوی مسابقه هم بده. این جمله آخری رو بشوید اما فعلا تحویلش نگیرید/.

چشمت رو باز کن همه جا هز اين جور چيزها پيدا می شه. به خصوص در بافت فرسوده و اطراف حرم مشهد. جالبه بدونين باز سازی بافت فرسوده مشهد با همين روند اجرايی بيش از ۵۰ سال طول خواهد کشيد.
جو وبلاگستان معماری ريخته به هم. مطلبم رو بعد از روشن شدن ماجرا حتما می نويسم. فقط اين رو می دونم از بچه گی یاد گرفتم نا حق نگم........... منتظر باشيد
برای اينکه جو عوض بشه:
پيرو مطلب جلال در مورد سيبيل: به اين می گن ۳۰بيل .

متن افطاری بچه های دانشکده در اينجا: يک حرکت خود جوش که اپيدمی شده .
خيلی زور زد م معمار بلاگر ها رو جمع کنم و عکس بگيريم تا ببينيد ما در مشهد با هم مشکل نداريم اما نشد.

آخر هم طرح: عمرا ديگه دياگرام کار کنيم. همين

به ما چه خوب....
طراحی چيزی که تا حلا تجربه اش رو داشتی و تجربش کردی سخته حالا اگه چیزی رو تجربه نکردی باشی که بدتر هم می شه. حالا حساب کنيد در طراحی بيمارستان طراحی بخش نوزادان که چند سبايی پيش در آن بودی به جای خويش ما را چه به طراحی بخش زنان و زايمان با وجود فضای فلان و بهمان که لااقل ما از ماهيت وجوديش بی خبريم.مطلب رو هر کی گرفت دستش بالا
به دنبال معماری مفهومی

البته قاطی نشدن با ديگر اقسام معماری مثل استعاره

واقعا پيچيده است . مفهوم هر اثر در نظر هر فرد به يک سو می ره به زبان ساده تر هر کس با تجربيات و درک شخصی یک اثر رو تجزيه می که و به مفهومش پی می بره
اصلا مفهوم يعنی چی؟ در معمار بخوانيد
x-23=???
به همین سادگی شد 23سال. زندگی خوب و بدش به کام شد یا خواهد شد جز چند تا نقطه مبهم که برام سواله چرا پیش آمده. نقطه های مبهمی که بعضی وقتها خیلی به آینده مربوط می شن . آینده ای که که تصویر زندگی امروزه و خدا کنه لااقل هیمن طوری به آینده برسم. چشم انداز آینده زندگی منهای ناکامی اخیر .....!!
*************

